الشيخ محمد علي الگرامي القمي

53

شناخت قرآن ( فارسى )

افراد معمولى نمىآيد ، مثلا غيب در آيهء يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ « 1 » معمولا به « اللّه » تفسير شده است ، ولى تفسير به قيام قائم عليه السّلام ما را به گسترش معناى غيب رهنمون مىگردد . مىفهميم كه غيب يعنى آن چه از حس ما غائب است و اقسام مختلفى دارد : الف - غيب باطنى جهان و محيط بر جهان مادّه مىباشد . ب - غيب مكانى ، آن چه پشت اين ديوار مىگذرد از ما غائب است و كسى كه ناديده از آن خبر دهد ، او را عالم به غيب مىدانيم . ج - غيب زمانى آن چه در زمان آينده و گذشته بوده است و به اين حساب قيام امام زمان عليه السّلام غيب مىباشد كه ما از راه مذهب به آن آگاه شده‌ايم . قرآن اخبار مربوط به اعتكاف مريم را در بيت المقدّس غيب شمرده است كه مربوط به زمان پيش از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشد . د - غيب به معناى مصالح و مفاسد اشياء و اعمال كه باز به نوعى از باطن حساب مىشود . قرآن مىفرمايد پيامبر بگو اگر من غيب مىدانستم بيش از اين خبر داشتم . نظير غيب كلمهء فجر و فلق است كه پيش از اين توضيح داديم . 2 - گسترش از نظر محتوى و شكل ، مثلا آيهء وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ « 2 » به معناى : از گفتار باطل بپرهيزيد به حسب معناى معمولى فقط شامل كلامى مىشود كه محتوايش باطل و بيهوده است . ولى روايات معتبرى كه آن را تفسير به آواز خوانى نموده است ما را به اين مطلب مىرساند كه : از گفتار

--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 3 . ( 2 ) . سورهء حج ، آيهء 30 .